سيد محمد كمره اى

104

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

آقاى عين الممالك شده بعد از ساعتى بلند شده آمديم پائين ، قدرى قلمه مو با معرفى شيخ گرفته ، مصدق السلطنه رسيد قدرى تعارف . آقا شيخ حسينعلى گفت من مىآيم خانه قلمه‌ها را مىزنم . آمديم خانه قلمه‌ها را زده ، زن‌ها هم آبگوشت داشته ، من چون مهمان فتح السلطنه ناهار بودم با شيخ بيرون آمده به منزل معاون السلطنه [ براى ] بازديد [ رفتم ] عضد الملك آنجا بود . نشسته ، صحبت ده قزوين خودش كه به حاج ربيع آقا اجاره در سنه ماضيه داده بود و محصول سنه ماضيه را خورده ، امسال را هم خورده ، عارض به عدليه شدم محكوم شد ، به انجمن آذربايجان متوسل شد ، انجمن به مخبر السلطنه نوشت . مخبر السلطنه حكم مرا به وضع يك قانون دماغى خودش كه عارضين امسال در خصوص جنس بايد صبر كنند كه خرمن آتيه دست بيايد و بعد جنس خود را وصول نمايند . نيرنگات بينش و منوچهر خان بعد بيرون آمده منزل آقا ميرزا سيد احمد خان ماليه رفته تا قريب به ظهر مانده بعد بيرون آمده سوار واگون و نيم بعد از ظهر به منزل فتح السلطنه رفته ، نيم ساعت بعد هم آقا ميرزا حبيب الله خان رسيد . ناهار خوبى ، بلافاصله چايى ، قدرى از نيرنگات بينش و منوچهر خان در انتخابات هيئت مشاوره و كميسيون تفتيش مختلط مذاكره شد . بعد خيلى اصرار كه با ما مساعدت نما در تصفيه فرقه . گفتم تشكيل فرقه به عقيده من خيانت است تا موقعش [ برسد ] . بعد اظهار داشت برحسب تهييج بينش كه تشكيليون در باب ضارب من اقدامى نكردند [ پس ] شماها بكنيد ، امروز عصر منزل ثبت اسناد دعوت شده‌ايم كه سخت به نظميه بگيريم كه تعقيب مظنونين را بنمايند و الا تهديد ويستادهل « 1 » بشود . گفتم تعقيب نظميه خوب است اما تهديد به انفصالش موقع ندارد و اظهار هم از كميته خوب است نه خودسرانه [ از سوى ] افراد . بعد باهم بيرون آمده ايشان به منزل ثبت اسناد ، من به‌سمت منزل ميرزا صدر الدين و آقا ميرزا حبيب الله خان به پستخانه . درب دكان پدر رسيده گفتم برود امانت مشروب را از نعمت آقا كه دبير الملك سپرده بگيرد .

--> ( 1 ) . رئيس سوئدى نظميه .